![]() |
![]() |
|
| ای انسان بمان برای ساختن ولی نساز برای ماندن |
|
به حرمت باران اين بار جانانه نفس بكش
به حرمت آسمان جانانه تر بيانديش وبه حرمت انسانها جانانه ترين احساست را تقديم همنوعانت دار |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 23:9 توسط n.sh |
|
|
من چیستم ؟
من چیستم ؟ افسانه ای خموش در آغوش صد فریب گرد فریب خورده ای از عشوه نسیم خشمی که خفته در پس هر درد خنده ای رازی نهفته در دل شب های جنگلی . من چیستم ؟ فریادهای خشم به زنجیر بسته ای … بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون زهری چکیده از بن دندان صد امید دشنام پست قحبه ی بدکار روزگار . من چیستم ؟ بر جا ز کاروان سبک بار آرزو خاکستری به راه گم کرده مرغ دربه دری راه آشیان اندر شب سیاه . من چیستم ؟ یک لکه ای زننگ به دامان زندگی و زننگ زندگانی آلوده دامنی یک ضحبه ی شکسته به حلقوم بی کسی راز نگفته ای و سرود نخوانده ای . من چیستم ؟ … … . من چیستم ؟ لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات گمنام و بی نشان در آرزوی سرزدن آفتاب مرگ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 21:36 توسط n.sh |
|
|
مرا نصیب غم امد به شادی همه عالم
چراکه من از همه عالم محبت تو گزیدم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 14:1 توسط n.sh |
|
|
سلام قولا من رب الرحيم
دوستاي من تو اين ماه دوستاتونو از دعاهاتون بي نصيب نذاريد. پاينده و برقرار باشيد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 19:25 توسط n.sh |
|
|
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 19:23 توسط n.sh |
|
|
يک رژيم غذايي مملو از ماهي و ديگر منابع اسيدهاي چرب امگا 3 مي تواند خطر ابتلا به ديابت را در کودکاني که سابقه خانوادگي دارند، از بين ببرد.
التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 18:16 توسط n.sh |
|
|
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم". |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 17:40 توسط n.sh |
|
|
از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود ، شش روز می گذشت. فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد: چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید؟ خداوند پاسخ داد: دستور کار او را دیده ای؟ او باید کاملا" قابل شستشو باشد ، اما پلاستیکی نباشد. باید دویست قطعه متحرک داشته باشد که همگی قابل جایگزینی باشند. باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند. باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جای دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود. بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را ، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته ، درمان کند. و شش جفت دست داشته باشد. فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد. گفت: شش جفت دست؟ امکان ندارد. خداوند پاسخ داد: فقط دستها نیستند ، مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند. تازه به این ترتیب ، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها. خداوند سری تکان داد و فرمود: بله. یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چکار می کنید ، از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان. یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنها لازم است بفهمد. و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه می کند بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد. فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد. این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. خداوند فرمود: نمی شود. چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است تمام کنم. از این پس می تواند هنگام بیماری ، خودش را درمان کند ، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند. و یک بچه پنج ساله را وادار کند دوش بگیرد. فرشته نزدیک شد و به زن دست زد. و گفت: اما ای خداوند او را خیلی نرم آفریدی. بله نرم است اما او را سخت هم آفریدم . تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد. فرشته پرسید: فکر هم می تواند بکند؟ خداوند پاسخ داد: نه تنها فکر می کند بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد. آنگه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد. ای وای مثل اینکه این نمونه نشتی دارد . به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید. خداوند مخالفت کرد و فرمود: آن که نشتی نیست اشک است. فرشته پرسید: اشک دیگر چیست؟ خداوند گفت: اشک وسیله ای است برای ابراز شادی ، اندوه ، درد ، ناامیدی ، تنهایی ، سوگ و غرورش. فرشته متاثر شد. شما نابغه اید خداوند ، شما فکر همه چیز را کرده اید ، چون زنها واقعا" حیرت انگیزند. زنها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کند. همواره بچه ها را به دندان می کشند. سختی ها را بهتر تحمل می کنند. بار زندگی را به دوش می کشند. ولی شادی ، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند. وقتی می خواهند جیغ بزنند ، با لبخند می زنند. وقتی می خواهند گریه کنند ، آواز می خوانند. وقتی خوشحالند گریه می کنند. و وقتی عصبانی اند می خندند. برای آنچه باور دارند می جنگند. در مقابل بی عدالتی می ایستند. وقتی مطمئنند راه حل دیگری وجود دارد ، "نه" نمی پذیرند. بدون کفش نو سر می کنند که بچه هایش کفش نو داشته باشند. برای همراهی یک دوست مضطرب ، با او به دکتر می روند. بدون قید و شرط دوست می دارند. وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و وقتی دوستانشان پاداش می گیرند می خندند. در مرگ یک دوست دلشان می شکند. در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند. با این حال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند ، قوی ، پابرجا می مانند. آنها می رانند ، می پرند ، می دوند و برای شما ایمیل می فرستند که نشان دهند چقدر برایشان مهم هستید. قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد. زنها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند. می دانند که بغل کردن و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد. کار زنها بیش از بچه به دنیا آوردن است آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند. زنها چیزهای زیادی برای گفتن و بخشیدن دارند. و خدا بزرگ بود و او بود که دانای اسرار است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 13:14 توسط n.sh |
|
|
اين هم معرفي برخي شغل هاي: سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید. مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است. حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند. بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد. اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد. روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند. ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهیه می گردد که آنجا نیست. هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد. فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند. روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد. جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند. برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم مرداد 1388ساعت 20:1 توسط n.sh |
|
|
اضافه كردن يك فنجان قهوه به رژيمم غذايي روزانه پس از هر نوبت ورزش روزانه ممكن است مانع از ابتلا به سرطان پوست شود. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 19:50 توسط n.sh |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دلم را این و آن دیدند و بردند
ازاین دیواره ی قلبم ربودند دلا تا کی توان زخم داری که این درد جدایی جز عشق است (به یاد عزیزترینم) |
| پیوندهای روزانه |
|
فری13 آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
|
RSS
|